| تجربهی زیسته، زندگی روزمره، تهران |
|
|
|
م. نظری هویت، مهاجرت و زندگی روزمره در کلانشهر تهران صد و هشتاد سال میگذرد از زمانی که تهران "بر" و "بارویی" پیدا کرد و شد آخرین پایتخت ممالک محروسه ی ایران. در طی این سالها، سرنوشت، تهران را از قریه ای کوچک به کلان شهر مدرن ایرانی تبدیل کرد و ساکنانش شده بودند رعایای شهر ِ شاهنشین یا پایتخت. پایتخت، محل نزول اجلال شاه و خزانهی همایونی. از آن زمان تا کنون تهران تبدیل شده است به مرکز سرمایه آنچنان که مرجع بلامنازع هرگونه سرمایهی مادی و معنوی در ایران محسوب میشود. مدرنیزاسیون ناهمگون و توسعهی پر شتاب، کنترل و ادارهی امورات پایتخت را چنان از کف متولیان آن در ربوده که بحران خاص کلانشهرها در تهران چندبرابر و پیچیدهتر از دیگر کلان شهرهای مدرن دنیا زندگی روزمرهی ساکنانش را درگیر خود کرده است. زندگی روزمره در تهران ویژگی و مختصات خاص خود را دارد. در این سلسله یادداشتها به موضوع زندگی روزمره در تهران خواهیم پرداخت و سعی میکنیم جنبه های مختلف این تجریهی زیسته را در تب و تاب جاگیر شدن مدرنیسم در تاریخ کهن ایران در غالب تحلیل تجربهی زیسته زندگی روزمره در شهر تهران را به قلم درآوریم.
در گیر و دار جا افتادن مدرنیته در بستر سنتی تاریخی فلات ایران و در درون مرزهای ایران، کلان شهر تهران پدیده ی قابل تاملی است. بخصوص که پا در جایی بگذاری که گئورک زیمل در مقاله ی «کلانشهر» خود برای مخاطب خود فراهم می آورد تا مبنایی برای تاملی متفاوت را بنا نهد. با اندکی تامل تئوریک و مبتنی بر اندکی تجربه ی زیسته در متن زندگی روزمره در کلانشهر تهران به ناگاه موجود بی شاخ و دمی از میان بافت فرسوده جنوب تهران تا برج های غرب و شمال تهران سر بر می آورد که پیش از آن در میان انبوه ساختمان ها و ترافیک و آلودگی حضور قدرتمند اما ناپیدا ی خود را هم بر" فرد" و هم بر "محتوای فرا فردی زندگی" مردم تحمیل میکرد*. به نحوی که هویت -که اصولا امری فرا فردی است و در فرد نشان از تجلی دنیای اجتماعی به وسیله ی اجتماعی شدن است- و روابط اجتماعی را به نحوی متفاوت و خاص سامان می دهد.
در ضمن مطالعه ی کلان شهر و برجسته کردن خطوط مناقشه انگیزتر با نیم نگاهی به تهران، دو-سه مفهوم به طرز خاصی جلب توجه می کنند که پرداختن به آنها تجربه ی زیسته ی زیستن در تهران را اندکی به ساحت تئوریکی نزدیک تر میسازد. در جریان مدرنیزاسیون پرشتاب و توسعه ی ناموزون بخصوص در تهران به نسبت دیگر شهرها، و در نتیجه ی افزایش غیرقابل کنترل مهاجرت به تهران به عنوان پایتخت و مرجع ثروت و قدرت و اعتبار ، شهر تهران و زیستن در شهر تهران موجودیت خاص خود را میابد. زیستن میان مهاجران در تهران به جریان زندگی رنگ و بوی ویژه ای میدهد. روابط اجتماعی به نحوی متفاوت به جریان زندگی روزمره پیچ و تاب میدهد و نتیجه آنکه زندگی روزمره در تهران، و نیز هویت هایی که از خلال آن برمیخیزد، نه تنها از دیگر شهرها و شهرستان ها متفاوت است، بلکه مبتنی بر اقتضائات خاص اجتماعی در ایران است، که زندگی روزمره و هویت های برآمده ی آن به نحو متفاوتی از دیگر کلانشهرها سامان میابد.
هویت، ارجاع به ریشه ها و مراجع هویتی، جریان های هویتبخش، و همچنین صیانت از این جریان های هویت بخش در جریان پرتلاطم دست شستن از تاریخ و تبار سنتی و "تخصصی شدن" رو به تزاید مشاغل و حرفه ها به مثابه ی جایگاه های هویت بخش در جریان زندگی روزمره در کلان شهر، نظم خاص خود را -هرچند آشفته- باز مینمایاند. تهران در جریان توسعه ی ناموزون و مدرنیزاسیون پرشتاب بیقواره، محل انباشت سرمایه میشود و آنچنان این روند پیش میرود که به عنوان مرجع سرمایه و مدرنیته به نمادی بی بدیل در تاریخ ایران تبدیل میشود. ”در واقع تهراني بودن به معناي مدرن و امروزي و متمدن بودن ارتقا يافت و به يك ارزش اجتماعي گرانقدري تغيير كرد و از آن پس «بچه تهرون» بودن به عقده اي تاريخي براي ايرانيان شهرستاني بدل شد. در حقيقت جغرافيا در مقام تاريخ و تمدن استحاله يافت و زمين به جاي زمان نشست. گويي تهران سرزميني بود كه آدمي با ورود به آن به زماني جلوتر پا مي گذاشت و به ناگهان و يكشبه متمدن مي شد...“ ( صائمي ۱۳۸۸:۱۴) در این میان برای تهرانی شدن و قرار گرفتن در جریان زندگی روزمره معتبر و مقبول کلانشهر و دستیابی به هویتی همسان با چنان جریانی، نیاز است که فرد در مورد ریشه ها ی تاریخی خود تجدید نظر کند، آنها را جرح و تعدیل کند و گاهی آن ها را به دست فراموشی بسپارد و مراجع جدیدتر و معتبرتری برای هویت و ایفای هویت خود بجوید. در این میان، عرضه ی محدود و تقاضای بالا ، رقابتی در میان افراد در دست یافتن به مراجع هویتی ایجاد می کند که نه تنها خود آنها بلکه دیگرانی را که چندان به این منطق هویت یابی جدید تعلق خاطری ندارند را نیز درگیر خود می سازد.
به این ترتیب در برابر زندگی روزمره ی متمدنانه ی تهرانی تلاش برای کسب هویت و اصالت اجتماعی در جایی که افراد در کشاکش توسعه ی اجتماعی و ارتقای پایگاه اجتماعی دربرابر حقارت و برچسب شهرستانی نبودن وادار به دور انداختن هویت های تاریخی خود میشوند، به نوعی دستبردگی سیری ناپزیر به منابع به عنوان شاکله و زیرساختار صیانت نفس نیز محسوب می شود. افراد مجبور به حفظ استقلال و فردیت خود در "برابر نیروهای اجتماعی و تاریخی جامعه" میشوند و این رقابت در کلانشهر رها شده از قید و بند سنت اما با میراث سنت زندگی در جامعه ی سرراهی فلات ایران که همانا عدم امنیت و خاطر پر از سوء ظن وبدگمان به دیگران، زندگی اجتماعی ، هویت افراد و صیانت نفس جوینده ی هویت تازه را شکل بی بدیل و پیچیده ای میدهد. در این ضمن که ”فرد خواهان ویژه بودن و یکتا بودن در حد اعلای خود میکوشد تا بتواند جوهر شخصی خود را [هویت خود را] حفظ [و تجدید] کند، عملکرد کلانشهر این میشود که زمینه را برای این آشتی – جاگیری فرد بنا بر فردیت اش در جامعه، منحصر بودن و یکتایی کیفی – با فرصت هایی برای بسط و تحول این هر دو نوع تفویض نقش آماده و مهیا کند“ (زیمل،اباذری ۱۳۷۲). به این اعتبار باید گفت در کلان شهر تهران، زندگی روزمره و هویت متناسب با آن به شکل متفاوتی در حال سامان یافتن است. این جریان توسعه ی ناموزون منابع اقتصادی و مراجع فرهنگی هویت بخش در ایران بخصوص در تهران، افراد بخصوص طیف گسترده ی مهاجران را نه درکنار هم که روبروی هم نشانده است. و به این طریق عملکرد کلانشهر تهران نه تنها در ایجاد شرایط برابر برای جاگیری افراد در نقش های جدیدشان موفق نبوده است، بلکه رقابت توام با عداوت ، کدورتی را ایجاد کرده که باعث شده افراد همواره خود را در یک رقابت دائمی برای کسب و حفظ سرمایه ببینند. رقابتی که به نوعی به یکی از جریان های قدرتمند منطق زندگی ساکنین کلانشهر تهران از شمالی ترین نقطه تا جنوبی ترین نقطه تبدیل شده است. به این ترتیب کلانشهر تهران علی رغم تلاش برای مهیا کردن جایگاهی که فرد را به عنوان شهروند در آن جای دهد، به بازنمودی از "تضاد" ها و چندگانگی ها و "دیگر-گونگی" های بازمانده از تاریخ این سرزمین تبدیل شده است. ما همچنان در گیر و دار تبدیل شدن به شهروند، در یک کلانشهری همچون کلانشهر تهران هستیم. ما اگر چه شاید هیچ وقت در هیچ شهرستانی به دنیا نیامده باشیم و در هیچ شهرستانی بزرگ نشده باشیم، اما همچنان برچسب تمایز کرد و ترک و آملی و مشهدی و... را با خود داریم. تمایز افراد براساس محلیت (شهرستان، یا حتی محله های مختلف تهران که به نحوی تداوم همان تمایز محسوب میشود) در کلانشهر تهران هنوز تمایز قدرتمندی در برچسب زدن به هویت دیگران در جریان زندگی روزمره ی کلانشهر تهران است. (ادامه دارد...)
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|






