فرهنگ و ادب

ادب و فرهنگ فارسی

در این صفحه به مطالعه و نقد فرهنگ و ادب فارسی می نشینیم. همچنین در اینجا با هم داستان کوتاه می خوانیم. داستان های کوتاه از بزرگان و داستان های تازه از نوقلمان و هر سه ماه از میان داستان های نو برگزیده یی را بررسی میکنیم. بعلاوه سعی خواهد شد تا به نمونه های نظم و نثر در ادبیات فارسی در قرن اخیر پرداخته شود که نسبت به سوابق درخشان تاریخ ادبیات ما واقع نگری بیشتری در آن نمایان است و ترجمان احساسات و عواطف قابل لمس تری برای نسل امروز به شمار می رود. در این راستا همفکری و همیاری شما کارساز و راهگشا خواهد بود. می خواهیم جایی باشیم برای تازه شدن، تجربه کردن و الهام گرفتن. به این امید که بتوانیم.



ابوتراب سهراب در گذشت چاپ پست الكترونيكي

شهریار سیروس

صبح اول وقت روز چهاردهم فروردین خبردار شدم که یکی از بزرگنرین مترجمان نسل طلایی ایران درگذشته است. ابوتراب سهراب سالها بیمار بود و خود به این بیماری دامن می زد. قند پیشرفته داشت و با اینکه قند چشم ها، پا ها، کلیه ها و ... را از کار انداخته بود باز بدون هیچ ملاحظه ای می خورد و می آشامید و همین بی مبالاتی قلب او را در آخرین ساعات سیزدهم فروردین 1390 از کار انداخت.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
شاعری که بعد از اعدام، حکم تبرئه اش صادر شد چاپ پست الكترونيكي

تارا نیازی

میکائیل مشفق (۵ ژوئن ۱۹۰۸- ۱۲ مارس ۱۹۳۹) شاعر دهه ۱۹۳۰ آذربایجانی، در پاکسازی استالینی در اتحاد جماهیر شوروی سابق، در سن ۳۰ سالگی توسط مقامات شوروی دستگیر و به اتهام خیانت به کشور اعدام شد.

میکائیل مشفق در سال ۱۹۰۸ در شهر باکو متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه ای فقیر گذراند. «دلبر آخوند زاده مشفق» همسر وی در کتاب خاطراتی که پس از مرگ شوهرش در دهه ۱۹۷۰ منتشر کرد، چنین می نویسد:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
جوان ایرانی و فرهنگ چاپ پست الكترونيكي

جوان ایرانی و فرهنگ

دکتر منوچهر مفیدی 

فرهنگ يک سيستم مشترک باورها- ارزش‏ها و روش‏هاست که به مرور زمان گروهی از مردمان در يک بخش از جهان اختيار می‏کنند. به سخن ديگر فرهنگ را می‏توان راه زندگی دانست، راهی که افراد يک ملّت در برابر يکديگر و در مقابله با محيط برای بهتر زيستن برگزيده‏اند و از نسلی به نسل ديگر از راه يادگيری منتقل می‏شود.

عقل و انديشه در مواجهه با فرهنگ به کار می‏افتد و فرهنگ نيز در پرتو عقل و انديشه به جلو رانده می‏شود. هستهء اوليهء شخصيت انسان اگرچه در ابتدا در آغوش مادر جوانه می‏زند، امّا در دل فرهنگ رشد می‏کند. فرهنگ با مغز انسان يا به عبارتی با عقل و انديشه برخورد متقابل دارد. از اين رو نبايد فرهنگ را لايه‏ای دانست که روی مغز می‏نشيند. اگر يک پردهء حرير زربفت را به نظر آوريم، مشاهده می‏شود الياف ظريف ابريشم و طلا به دقت و ظرافت در هم بافته شده‏اند. شخصيت نيز از بهم‏آميختگی فرهنگ با مغز ساخته و تافته می‏شود.

تفاوت در آن است که پردهء حرير تغيير شکل نمی‏دهد، امّا چين و شکن‏های مغز و دنباله‏های سلولی و مواد شيميايی داخل و خارج سلول‏های آن از زمان کودکی تا بلوغ پيوسته رشد می‏کند و سيری به کمال دارد و همزمان، با فرهنگی در تماس و تأثير متقابل است که آن هم در حال تبلور و تجدد است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
چگونه می‌توان ایرانی بود؟ چاپ پست الكترونيكي

چگونه می‌توان ایرانی بود؟

اثر دکتر عبدالحسین زرّین‌کوب

حدود دویست سال پیش در عهد روشنگری، منتسكیو، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، با لحنی طنزآمیز و پركنایه كه در سراسر نامه‌های ایرانی او جلوه دارد، پرسشی تفكر برانگیز در دهان از حیرت بازمانده‌ی پاریسی‌های كنجكاوی گذاشت كه درباره‌ی شكل غریب و قصه‌های حرمسرای دو مسافر ایرانی - ریكا و ازبك- از روی تعجب و فضولی پچ و پچ می‌كردند و با هیجان تمام می‌پرسیدند: "چگونه می‌توان ایرانی بود؟" البته پاریسی‌های بی‌خیال وقتی كتاب منتسكیو را كنار نهادند كنجكاوی خود را هم كه درین مورد شاید خیالی بود از خاطر بردند و منتسكیو هم در میان هزار و یك پرسش بی‌پاسخ كه درباره‌ی نابسامانی‌های زمانه‌ی خویش داشت این پرسش را دیگر فراموش كرد. اما من از وقتی هم چون یك دانش‌آموز در درس ادبیات فرانسه با این پرسش آشنا شدم اغلب آن را مثل یك نشانه‌ی استفهام پیش نظر داشته‌ام و بارها درباره‌ی آن اندیشه كرده‌ام.

بدون شك خون و نژاد درین مورد عامل اساسی نیست چرا كه از دوران هخامنشی تا امروز آن قدر اقوام مختلف پارسی و سكایی و تورانی و یونانی و عرب و تاتار در این سرزمین به هم آمیخته‌اند كه تصور خون و نژاد خالص كودكانه است و با این همه نسل‌هایی كه از برخورد این اقوام در این سرزمین به وجود آمده‌اند همواره در ایران و برای ایران زیسته‌اند و اگر از یك نژاد خالص هم می‌بودند بیشتر ازین ایرانی به شمار نمی‌آمدند. زبان هم اگر چه بی‌تردید در تكوین شخصیت ایرانی نقش اصلی دارد، اما تصور آن كه تنها با یك زبان خالص و به‌ویژه خالی از لغات غیر ایرانی است كه ایرانی می‌تواند ایرانی باشد، چیزی جز یك رویای شیرین نیست و وسوسه‌ای كه امروز بعضی از دوستان ما را وامی‌دارد كه نسبت به عناصر غیر ایرانی زبان فارسی رو ترش كنند هر چند ناشی از غیرت ملی است اما اصرار و ابرام در آن، ‌زبان ما را محدود می‌كند و فرهنگ ما را از آن چه طی قرن‌ها تاریخ خویش به غنیمت یافته است محروم می‌دارد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
یک نام جعلی برای یک مظهر هویت ملی چاپ پست الكترونيكي
یک نام جعلی برای یک مظهر هویت ملی

گفتار اول از سلسله مطالب آشنایی با اماکن تاریخی هخامنشیان

 

 

شهریار سیروس

 

 

مهم ترین بتای تاریخی ایران زمین و به تعبیر جنسن در کتاب تاریخ هنر باشکوه ترین عمارت جهان باستان نام درست و حسابی و آبرومندی ندارد . برای ما که عادت و علاقه داریم خودمان را برترین حساب کنیم و هنر را نزد خودمان بدانیم و بس ( این بس اش من را کشته ) چنین گذاره هایی دلخراش می نماید اما حقیقت دارد .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ادامه مطلب ...
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدي > پايان >>

صفحه 1 از 9

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.