|
|
بررسی تاریخی مفاهیم فلسفه-سیاسی سده های میانه (بخش آخر) |
|
|
|
کیان بهنود
در بخشهایی که آمد تلاش نمودیم نشان دهیم سیاست در اروپا فرایندی بسیار پیچیده را در تاریخ اندیشه سپری کرده است و بدون فهم این فرایند، دشوار بتوان وضع موجود غرب مدرن را فهم نمود. آنچه در این نوشته آوردیم تنها بررسیهایی تا پیش از سدهی سیزدهم است. یعنی اواخر سدهی دوازدهم. این در حالی است که بسیاری بر این باورند که اندیشه سیاسی در اروپا تنها در سدهی سیزدهم شکل می گیرد و در سده های میانه، در سدهی چهاردهم و با کسانی چون اوکامی به اوج خود میرسد. این سخن از جهتی حاوی حقیقت است و آن اینکه سدهی چهاردهم نقطهی اوج نزاعهای سیاسی میان کلیسا و دستگاه خلافت است. اما به دشواری میتوان فرض کرد که بدون فهم و دریافت آنچه در سدههای پیش از آن به وقوع پیوسته است، لتوان نتایج و تالیهای سدههای بعدی را دریافت. به همین دلیلی است که در این پژوهش تنها تا پیش از سدهی سیزدهم پیش رفتهایم و به همین کم اکتفا کردهایم. به این منظور که نشان دهیم سیاست در اروپا دارای ریشههای بسیار عمیقتر از چیزی است که بسیاری گمان میکنند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
بررسی تاریخی مفاهیم فلسفه-سیاسی سده های میانه (بخش دهم) |
|
|
|
کیان بهنود
در بخشهای گذشته تلاش کردیم فرایندی را نشان دهیم[1] که بنا بر آن، اندیشه ی سیاسی در اروپای دوران مسیحیت پدید آمده و رشد کرد و در واقع زیربنای اندیشهی مدرن بویژه در حوزهی سیاست را پدید آورد. فرایند اندیشه و اساسا این سنخ از پژوهش بر پایهی بنمایهای فلسفی استوار است که سنخی خاص از بررسی را در مورد زمان و تاریخ بکار میبرد که البته مجال پرداختن به آن در این نوشته نیست. اما بیان این نکته ضروری است که همه ی این شکل از بررسیها بر این امر استوار است که مفاهیم، فرایندی پیوسته را طی میکنند و نمی توان بی فهم گذشته، در مقام سنت، اکنون را در مقام وضع موجود درک کرد. در تحلیلی پیچیدهتر که شاید زمانی در آن باره نوشتیم، آینده نیز به این بازی وارد می شود . آینده چه در مقام غایت و چه در مقام زمان آینده، به همراه گذشته، یکی از عناصر مقوم اکنون است که بدون آنها، »اکنون«ی در کار نخواهد بود. این فهم از زمان است که ما را با تاریخ مواجه میکند. در بخش پیشین نیز به این مسئله پرداختیم که چه اتفاقی در سدههای دهم تا سیزدهم رخ میدهد که نظریهی ولایت مطلقهی پاپ و کلیسا در تقابل با نظریات سیاسی عرفی نمودار میشوند. در این دوران بود که هر کدام از طرفین، به این دلیل که مبنای اندیشه، دستکم همخوانی و عدم تناقض با کتاب مقدس بود، آیههایی را به سود خود به کار میبردند. گاه حتی دیده شد که آیهای واحد، با دو تفسیر گوناگون، به سود دو طرف بکار برده شد. همین امر در صدر اسلام نیز مشاهده میشد.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
بررسی تاریخی مفاهیم فلسفه-سیاسی سده های میانه (بخش نهم) |
|
|
|
کیان بهنود
این امور تا اواسط اواسط سده یازدهم بر مدار پیشین گردید و تنها پس از آن بود که این مناسبات دستخوش بحرانی دگربار شد . در این دوران و با انتخاب گرگوریوس هفتم، تفکیک ناپایدار منطقه شرع و ساحت عرف، دورهای از تنش را آغاز کردند که تا بیش از دو قرن ادامه یافت. دورهای که با تدوین نظریه حکومت شرعی و ولایت کلیسا و پاپ آغاز شده و با ظهور نظریههای دولت جدید و یا عرفی به پایان میرسد.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
بررسی تاریخی مفاهیم فلسفه-سیاسی سده های میانه (بخش هشتم) |
|
|
|
کیان بهنود
این سخن گلاسییوس پاپ که آورده شده بود در بخش پیشین، به رویدادی اشاره دارد که در آن حدود یک سده پیش تئودوسیوس امپراتور از کلیسا طرد شد. طرد شدن یک امپراتور از کلیسا را، علیرغم ضعف کلیسا در آن دوران، میتوان آغازی برای برتری کلیسا و دین، بر امپراتور و عرف قلمداد کرد. بویژه اینکه در حوزهی نظر تبعات بسیاری را در پی داشت. اما نکته بسیار مهم در این نوشته که باعث شد آنرا در اینجا ذکر کنیم این است که وی به صراحت، نه تنها بر اینکه دو قدرت و دو ساختار در کنار یکدیگر وجود دارد تاکید میکند، بلکه بر این نکته نیز تاکید میکند که امپراتوری نباید در تصمیمات کلیسا دخالت کند. و این سخن نشان از جایگاه نه چندان قدرتمند کلیسا در اواخر سده پنجم دارد. به این دلیل که کلیسا در پی کسب استقلال به عنوان نهادی روحانی است و این استقلال، بعدها بویژه در دوره میانهی قرون وسطی، باعث تحولاتی بنیادین در حوزهی سیاست میشود. بعدها توضیح خواهیم داد که استقلال نهاد دین در مقابل نهاد دنیا چه رویدادی عظیمی در تاریخ غرب بوده است.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
بررسی تاریخی مفاهیم فلسفه-سیاسی سده های میانه (بخش هفتم) |
|
|
|
کیان بهنود
آگوستینوس قدیس اهل شریعت بود و شاید بخوبی تالیِ بر قراری سیاست ذیل دستگاه کلیسایی را میدانست. از سویی با مسئله جدی حکومت در دوران جاهلی نیز درگیر بود و در نتیجه نمیتوانست به سادگی از آن گذر کند. بحث حکومت در دوران جاهلی پرسشی است که با توجه به مقدمات مسیحی بیان میشود. این پرسش در منطقهی کلام اسلامی نیز بیان شده است. آنگاه که بر این باوریم که نجات و هدایت با دین مربوطه آغاز شده است و سعادت در توسلِ به آن در دسترس خواهد بود، این پرسش پدید میآید که دیگران در پیش از فرارسیدنِ این دوران چگونه به سعادت خواهند رسید و در واقع به چه دلیل از آن محروم خواهند شد. چرا که محروم شذن آنها از هدایت از لطف الهی به دور خواهد بود. به دیگر سخن آگوستینوس اما در این زمینه تردید نداشت که مشروعیت حکومت، که مهمترین مسئله در باب نظریه سیاسی است، از سوی خداوند است. در حالی که از سویی دیگر باور داشت که در تاریخ، مشیت خداوند در جریان است و این مشیت اوست که تاریخ را رقم خواهد زد. در نتیجه و با توجه به این دو اصل میتوان تصور کرد که آگوستینوس نتیجه بگیرد:
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدي > پايان >>
|
|
صفحه 1 از 36 |