از هلال ماه تا جمال شاه: نگاهی به کاریکاتورهای گل محمدی چاپ پست الكترونيكي

از هلال ماه تا جمال شاه

نگاهی به ماجرای کاریکاتورهای گل محمدی

م. اعتماد

گمان می کنم در این روزگار، همه ی ما، حتی اگر نتوانیم کاریکاتور را در یکی دو جمله تعریف کنیم، دست ِ کم مفهومی نسبتا ً روشن از آن در ذهن داریم .ولی اجازه بدهید همه چیز را دوباره شروع کنیم و فقط بر اساس حدس و گمان پیش نرویم.

 

 

کاریکاتور – یا آن طور که انگلیسی زبان ها می گویند؛ کارتون- نوعی تصویرگری شوخ است همراه با بزرگ نمایی یک موضوع، که گستره ی وسیعی، از مطالب سرگرم کننده تا اظهار نظرهای سیاسی یا پیچیدگی های فلسفی را در بر می گیرد.

کاریکاتور پیش از هر چیز طنز است و طنز نوع خاصی از شوخی است که علاوه بر خنداندن نوعی نکته گیری، اظهار نظر، ابراز عقیده، انتقاد یا اعتراض را در خود نهفته دارد و بنابراین یکی از بهترین وسیله هاست برای طرح موضوعات حساسی که بیان مستقیمشان به دلایل مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و... امکان پذیر نیست.

به این ترتیب هر کاریکاتور لایه های متعددی دارد: شوخی می کند، برملا می کند، اظهار نظر می کند، انتقاد و اعتراض هم می کند. درست است ؛ بلا فاصله می شود پرسید که: مرز میان شوخی و تمسخر کجاست؟ مرز میان برملا کردن و بی آبرو کردن چیست؟ و مرز میان اظهارنظر و بی حرمتی، انتقاد و فحاشی یا اعتراض و توهین کدامست و چه کسی آن را تعیین می کند؟

کاریکاتوریست، تصویرگر است و مانند هر تصویرگر دیگر حرفش را ناچار به زبان تصویر می زند و زبان تصویر زبان نمادهاست. آیا می توان حکم کرد که تا وقتی صلیب نماد مسیحیت، هلال ماه نماد اسلام، شیر و خورشید نماد ایران و مکدانلد وکوکاکولا نماد آمریکا هستند، ایرادی نیست؛ حتی اگر کشیشی  نماد مسیحیت و عمامه پوشی نماد اسلام، سربازی هخامنشی نماد ایران وعمو سامی نماد آمریکا شد قابل تحمل است ولی اگر حضرت مسیح نماد مسیحیت، حضرت محمد نماد اسلام، پرزیدنت احمدی نژاد نماد ایران وپرزیدنت بوش نماد آمریکا شدند، کار بیخ پیدا می کند؟ به نظر شما این مرزها را در این جهان بی در و پیکر رسانه یی چگونه می توان تعیین کرد و مرجع چنین مرز بندی یی کجاست؟

فرهنگ اروپای بعد از رنسانس، فرهنگ تقدس زدایی است. اساس این فرهنگ بر شکی معقول و معترض به هر آن چه مقدس است بنا شده. شکی که مقدسات خود و دیگری نمی شناسد و بنا را بر پرسش و اعتراض در برابر هر آن چه به گمانش معقول نمی آید، می گذارد. و این شک و پرسش و اعتراض هرگز هم در چار چوب شوخی و برملا کردن و اظهار نظر و انتقاد نمی ماند و به شدت پر از تمسخر و آبرو ریزی و بی حرمتی و توهین است. تاریخ هنر اروپا و به ویژه هنر کاریکاتور پر است از تصاویر کشیش های مسیحی و حضرت مسیح که نه فقط به دغل و ریا که به هزار و یک کار آنچنانی دیگر مشغولند . تا همین امروز هم هنرمندها دست از سر حضرت مریم، حضرت مسیح، حضرت موسی و مردان دین بر نمی دارند. نمونه اش وودی آلن که تقریبا ً فیلمی از او نیست که نیش و کنایه یی هر چند کوچک به قوم یهود و خاخام هایشان نداشته باشد.

و این تمسخر و توهین بی شک دامن اسلام و پیامبرش را هم می گیرد؛ از دانته بگیرید که در کمدی الهی پیغمبر اسلام را در قعر جهنم می نشاند، تا آمبروس بی یرس که در کتاب دایره المعارف شیطانی زیرآب اسلام و خانه ی کعبه را یکسره می زند.

 اما جالب اینجاست که در ایران ما هم که به اعتباری فرهنگی تقدس پرست و تقدس مآب ( و البته به اعتباری دیگر تقدس نما) بر آن حاکم است، شوخی با دین و انتقاد به مقدساتش رگ و ریشه یی طولانی دارد: خیام به مقدسات است که شک می کند، عبید زاکانی - که خود معممی معتبر است- به صراحت ، و رکاکت، اعتقادات دینی- و البته خرافی- مردم را نشانه می گیرد، ایرج میرزا و ذبیح بهروز و میرزاده ی عشقی و بعدتر صادق هدایت و ابراهیم گلستان هم همه شعرها و نوشته هایی دارند به طنز درباره ی اسلام و اعتقادات اسلامی و پیامبر اسلام و خاندانش، که می شود آن ها را تمسخر کننده و توهین آمیز یافت.

و جالبتر این که در همین ایران ِ مذهبی، به اسم احترام به اهل بیت و اعزاز خاندان پیغمبر، بی آن که متوجه باشیم یا لحظه یی به آن فکر کنیم، کار هایی می کنیم که نتیجه اش جز توهین به این مقدسات نیست: نام کودکانمان را علی و حسین می گذاریم و بعد علی دیوونه و حسین دماغو صدایشان می کنیم! نام بلندترین خیابان پایتختمان را ولی عصر می گذاریم و هر روز هزاران بار سر و ته ولی عصر را یکی می کنیم! و هیچکداممان هم عین خیالمان نیست!

تمسخر و توهین به مقدسات دیگران هم که گویا سنت حسنه ی ماست. از توهین به عمر- که صحابه ی پیغمبر است- و جشن "عمر کشون" بگیرید تا تخریب اماکن مقدس بهاییان در سرتاسر ایران و همین حمله ی اخیربه حسینیه ی دراویش در قم.

این همه را نوشتم تا بدانیم که آنچه این روزها به جنجالی بدل شده چیزی تازه و شگفتی آور نیست و این هیاهوی اعتراض گرچه می تواند رگ و ریشه ی اعتقادی داشته باشد ولی در این که تبدیلش به به یک آشوب ِ دامن گیر ِ هر- دم- فزاینده هم از همان ریشه بیاید، می توان به جدیت شک کرد.

آیا شما هم فکر می کنید که ما، چون در رگ هایمان خون گرم ایرانی/اسلامی جریان دارد، بهترین های جهانیم و حق یکسره با ماست و گرچه خودمان حق داریم با خودمان شوخی کنیم، خودمان را مسخره یا به خودمان توهین کنیم و حتی حق داریم به دیگران بخندیم، درباره شان شایعه بسازیم یا مقدساتشان را بی حرمت و نابود کنیم ولی... اگر کسی با ما شوخی کرد، بهمان خندید، به اعتقاداتمان معترض شد یا به مقدساتمان توهین کرد، حق داریم دنیا را به هم بریزیم و- به جای اعتراض به مسئول آن عمل-  به سفارتخانه ها حمله کنیم و پرچم کشورها را به آتش بکشیم و در و پنجره و شیشه بشکنیم!؟

به گمان من، ما نکته یی مهم را فراموش کرده ایم و آن این که وقتی دین را سیاسی می کنیم و به اسم دین به بازی های قدرت طلبانه ی سیاسی پا می گذاریم و قصد می کنیم که به قطبی دینی/سیاسی در صحنه ی سیاست جهانی بدل شویم، خودمان به دست خودمان دین، اعتقاد دینی و پیامبرمان را بی قدر کرده ایم و توهینی فراتر از این وجود ندارد که دین را به یک حزب، پیروان آن دین را به اعضای حزب و پیامبر دین را به رهبر قدرت طلب آن حزب تبدیل کنیم. و نمی توان انتظار داشت که کسی- خصوصا ً یک اروپایی- تقدس یک حزب را محترم بشمارد. احزاب مقدس نیستند و کاریکاتوریست ها هم دشمنان سر سخت قدرت طلبانند.

آزادی را، در جهان امروز، قانون محدود می کند. قانون را قوه ی مقننه وضع، قوه ی مجریه اجرا و قوه ی قضاییه پاسداری می کنند.

این که قانون اساسی این جهان ِ- ناخواسته- واحد شده چیست و قوای مقننه و مجریه و قضاییه اش کدامند؛ میزان تقدس را چه چیزی و چه کسی معلوم می کند؛ چه کسانی باید مرز میان شوخی و تمسخر، اظهار نظر و بی حرمتی و انتقاد و توهین را تعیین کنند؛ و مردمانی که از توهینی آزرده اند، چگونه باید داد خود را بستانند و به که باید شکایت برند، پرسش هایی هستند که شکافی عظیم را در نظم کنونی جهان بر ملا می کنند.

ولی این که انسان هایی هستند که هنوز هم نمی دانند که اگر اعتراضی دارند، جز قانون "چشم در برابر چشم" و جز مشت و لگد و دست به یخه شدن و ارعاب و تهدید و سوزاندن، راه هایی هست که دیگرانی در جهان سال هاست که آموخته اند و به آن ها عمل می کنند، نکته یی است که شکافی عظیم را میان فرهنگ مردمان بخش های گوناگون جهان بر ملا می کند.

من به نوبه ی خود متشکرم از کاریکاتوریست های دانمارکی سابق – گل محمدی فعلی- که این دو شکاف نگران کننده را –ناخواسته- به جهان ما یاد آوری کرده اند و امیدوارم که رهبران هر دو سوی جهان به جای شاخ و شانه کشی، این یاد آوری را جدی بگیرند و قدم هایی مهم – و مشترک- در راه از میان برداشتن این شکاف ها بردارند.

الهی آمین یا رب العالمین.      

 

 

 

 

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
میهمان 2006-03-01 07:23:34

زکی ءءءءء
میهمان 2006-03-01 07:26:27

کم گوی گزیده گوی گزیده گوی
این نوع بحث کمکی نمیکن
میهمان 2006-03-01 07:26:10

اقای اعتماد
صغرا کبری قضیه درست است ولی
نتیجه گیری خالی از اشکال نیست .
اگر اروپائی
دید فرهنگی متفاوتی از ما دارد واگر
ازکاریکاتور برای بیان نظرات خود استفاده
میکند وخیلی چیزهای دیگر ازین دست که بیان
واضحات ومبرهنات است هیچ محملی بدست نمیدهد
که به موضوعات ومطالب فرهنگی ،اعتقادی و دینی
مردمی دیگر که واجد ان خصوصیات فرهنگی وقومی
نیستند بی حرمتی کند.
استدلال شما اینستکه
چون فرهنگ وباور اجتماعی انها مغایر با تقدس
است پس مجازند به افراد دیگری درگوشه دیگری
ازجهان که اینطورنمی اندیشند حتاکی کرده
وباارزش های اعتقادی ...
میهمان 2006-03-01 22:55:24

بنا بر مبادی همه حرکتهای روشنفکرانهدرست
میهمان 2006-03-02 06:48:18

سلام خیلی باحال بید جیگر
جواب تو
میهمان 2006-03-03 23:42:24

اخه ...اگه دفاعازحرمت اهل بیت میکنی دفاع از
عمر ... دیگه چیه اینوبدون هر کی ازعمر دفاع کنه
باید تو نطفش شک کنه لغمشم ببینه باباش ازکجا
ارده


گفتمان ایران: واژه های غیر عفیف
فیلتر شده اند!!


میهمان 2006-04-08 10:51:14

ان شاءالله با عمر محشور شوی
الهی امین
میهمان 2006-04-19 07:46:09

کاریکاتور های بیشتری ازهنرمندان بگذازید
میهمان 2006-04-19 07:46:17

سالار کاریکاتور می خوام
میهمان 2006-10-13 02:29:18

ازنظرتان خوشم نیامد .
با مبانی اسلامی نمی
خواند .
احسان 2007-10-25 06:04:08

با این حساب، کاریکاتورهای هولوکاست هم
چیزهای خوبی بوده‌اند، چرا که به شیوه‌ی
جالبی تقدس‌زدایی کرده‌اند.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.