شکنجه، تهدید، تحقیر؛ جمهوری اسلامی به کجا می رود؟ چاپ پست الكترونيكي

فرزان فرامرزی

گزارش هفتگی نقض حقوق اقلیت های مذهبی در هفته ای که گذشت- ۹ تا ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰

هفته ای که گذشت را می توانیم هفته ای سیاه برای حقوق بشر در ایران بنامیم. در این هفته اگرچه دولت اسلامی سرگرم سرکوب و بازداشت فعالین کارگری و کنترل انجمن ها و تشکل های کارگری بود و از اقلیت های مذهبی کسی مورد بازداشت قرار نگرفت، اما این هفته شاهد برخوردهای غیرانسانی، غیرقانونی و بسیار وحشیانه با اقلیت های در بند بودیم که لکه ی ننگ دیگری می باشد در کارنامه سیاه جمهوری اسلامی.

 

مهم ترین خبر این هفته مربوط می شود به شکنجه و آزار و اذیت وجیه الله میرزا گلپور، شهروند بهائی ساکن ساری که روز پنجشنبه، هشتم اردیبهشت ماه، بازداشت شده بودند. وجیه الله میرزا گلپور شهروند ۷۱ ساله بهائی، ساکن ساری پس بازجویی با پابند در شهر تنکابن توسط مأموران امنیتی به قصد تحقیر چرخانده شده1 تا جمهوری اسلامی یکبار دیگر نشان دهد که به هیچ میثاق بین المللی و حقوق بشری ای پایبند نیست.

همسر آقای گلپور در دیداری که با این زندانی داشته اند وضعیت ایشان را بسیار بد توصیف می کنند. آقای گلپور به همسرشان گفته که مورد شکنجه شدید جسمی و ضرب و شتم شدید قرار گرفته به طوری که با لگد به پهلوهایش ضربه میزدند و سرشان را به دیوار می‌کوبیدند، علاوه بر این موارد گفته شده، سه شنبه عصر، ۱۳ اردیبهشت ماه، به پاهای ایشان زنجیر زده و ایشان را در شهر گردانده اند به حالتی که  وقتی همسر ایشان فردای آن روز مجددا به ملاقات همسرشان می روند، رد زخمها کاملا مشهود بوده است.

برادرزاده ی این زندانی، در مصاحبه ای ماجرای گرداندن این زندانی در شهر را چنین بیان کردند: «قضیه اینطور بوده که دو ساعت و نیم ایشان را در شهر با زنجیر و پابند چرخاندند. در این حین بازپرس از ماموران می خواسته که در ملا عام ایشان را کتک بزنند که ماموران این کار را نکردند، اما مدام توهین و تحقیر می کردند.»

اما علت این رفتار غیرانسانی با این زندانی سالخورده که از بیماری قلبی زنج می برد و به گفته ی خانواده اش به تازگی عمل آنژیوگرافی انجام داده و باید تحت مراقبت های ویژه باشد چیست؟ «آن‌طور که آقای گلپور به همسرشان گفته اند، بازجو طی مراحل بازجویی برگه ی نوشته شده ای را جلوی ایشان قرار داده و از آقای گلپور خواسته که برگه را امضا کند، اما ایشان حاضر به امضا نشده  و گفته‌اند چیزی را که ننوشته ام امضا نمی کنم و دلیل این شکنجه ها هم قطعنا اجبار ایشان به اعتراف بر جرم نکرده است.»

نکته ی جالب توجه که می تواند به روشن شده مندرجات برگه ی فوق الذکر کمک کند را تنها دو روز بعد از دستگیری آقای گلپور در چند سایت و وبلاگ حامی دولت می توانیم بیابیم. سایت عروج، تنها دو روز پس از بازداشت وجیه الله میرزا گلپور، در خبری اختصاصی از «بازداشت یکی از لیدرهای فرقه ضاله بهائیت در مازندران»2 خبر می دهد!

در این گزارش چنین آمده است: «...یکی از لیدرهای فرقه صاله بهائیت «و.گ» در مازندران بازداشت شد. نامبرده به علت فعالیت ترویجی این فرقه ضاله و گمراه نمودن جوانان و تبلیغ این فرقه ضاله با حکم مقام قضایی بازداشت شده است.» این چند خط و همینطور وادار کردن آقای گلپور به امضای برگه ای که از مندرجات آن بی خبر است و همچنین اعمال چنین شکنجه های برای وادار کردن ایشان به اعتراف و یا همکاری! به راحتی نشان می دهد که بازداشت این شهروند بهائی سناریویی از پیش طراحی شده بوده است. همچنین اعمال چنین حرکاتی نشان می دهد که واقعا مدرکی دال بر مجرم بودن آقای گلپور در دست دادستان و مقامات قضایی استان نیست و آنها می خواهند با تحت فشار قرار دادن ایشان، دست به پرونده سازی بزنند.

اما در همین روز، سه شنبه ۱۳ اردیبهشت ماه، دو زندانی زن بهائی، فریبا کمال آبادی ومهوش ثابت، از اعضای سابق هیات مدیره جامعه بهائیان ایران، به همراه گروهی از زندانیان زن زندان رجائی شهر به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. شرایط این زندانیان بسیار دشوار بوده واز لحاظ بهداشت ودسترسی به سرویس های بهداشتی بسیار نامناسب است. در حال حاضر چند صد زندانی در یک سوله بزرگ در کنارهم بسر می برند. این پروژه که از چند ماه قبل اعلام شده بود و در طی چند مرحله باجرا در آمده بود بتدریج تمام زندانیان زن رجائی شهر را شامل خواهد شد.3

در مورد زندان قرچک ورامین بد نیست که بدانید این زندان در واقع سالن بسیار بزرگی است که در گذشته از آن به عنوان مرغداری استفاده می شده است. این سالن بزرگ بدون سلول است و بیش از سیصد زندانی در آن و در فقدان کمترین امکانات بهداشتی روی هم تل انبار شده اند. در این محل در ازای هر صد نفر زندانی یک توالت وجود دارد و بر اساس گزارش های دریافت شده مدفوع گوشه و کنار این سالن بزرگ را پوشانده است. در نتیجۀ نزاعی که دو شب پیش میان زندانیان درگرفت زندانبانان با باتوم به جان زندانیان افتادند و شمار قابل توجه ای از آنان را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این بین شمار دیگری از زندانیان زیر دست و پا به حال خفگی افتادند. یکی دیگر از موارد بدرفتاری با زندانیان در این زندان گرسنه نگه داشتن آنان است. بعد از فجایع زندان کهریزک، زندان قرچک ورامین می تواند سرآغاز فجایع مشابه دیگری باشد.4

خب ظاهرا باید سه شنبه هفته ی گذشته را "سه شنبه سیاه" نامید. روزی که در آن جمهوری اسلامی، ماهیت بشر ستیزانه خود را بیش از پیش هویدا کرد و نشان داد که تمام ژست ها و سخنان لاریجانی ها و دیگر مقامات حکومتی، در دفاع از حقوق بشر و آزادی پیروان ادیان دیگر در ایران، دروغی بیش نیست.

اما بد نیست بعد ازاین اخبار اسفناک اشاره ای هم بکنیم به آزادی ماموستا سیف الله حسینی، امام جماعت مسجد خاتم الانبیاء جوانرود که روز شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه دوران محکومیت خود را در زندان دیزل آباد کرمانشاه گذرانده و از زندان آزاد شد. به گزارش تارنمای «سنی آنلاین» ماموستا حسینی که عضو شورای رهبری مکتب قرآن کردستان نیز می باشد، در سال ۸۷ و به اتهام برگزاری نماز جمعه غیرقانونی در حاشیه شهرستان جوانرود استان کرمانشاه، توسط دادگاه ویژه روحانیت این استان به ۲ سال و ۶ ماه حبس و ۶ سال تبعید به شهرستان "سمیرم" اصفهان محکوم شده بود.5

خبر آخر این هفته باز هم اختصاص دارد به شرایط بد دراویش بازداشتی در زندان وکیل آباد مشهد. براساس اخبار  گزارش شده  از زندان وکیل آباد مشهد،‌ عصر روز چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه، دراویش بازداشتی در این زندان به اسامی آقایان عبدالرضا کاشانی، شکرالله حسینی، علیرضا عباسی، علی کاشانی‌فر، محمد مروی، نظرعلی مروی و مهندس ظفرعلی مقیمی را به بند ۶/۱  که گفته می شود از شرایط و وضعیت نامناسب و غیربهداشتی  برخوردار است منتقل کرده اند.6

به این زندانیان اعلام شده  از «حق تلفن و ملاقات با خانواده‌هایشان» محروم و یا مدت آن کاهش یافته است. در حالی که این اخبار موجب «افزایش نگرانی در خانواده ها از وضعیت سلامت زندانیان شده» اما همانطور که در هفته های گذشته اعلام شد، دادستان گناباد در پاسخ به پیگیری های وکلای دراویش، وعده به رسیدگی به این مسایل در روزهای‌آینده داده بود اما نه تنها هیچ یک از مشکلات از جمله جریان پرونده متشکله علیه حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) قطب این سلسله حل نشد، بلکه این پرونده در حال پیگیری از سوی مقامات امنیتی و قضایی است که این رفتار مسئولین و مقامات قضایی و تناقض در قول و عمل آنان، موجبات سلب اعتماد هرچه بیشتر مردم نسبت به مسئولین و هیئت حاکمه را در پی خواهد شد.

 

منابع:

1- http://www.rahana.org/archives/39412

2- http://www.orooj.com/NSite/FullStory/Print-Version/?Id=3682

3- http://www.rahana.org/archives/39369

4- http://www.manoto-1.tv/Public/News/NewsDetail.aspx?id=2062

5- http://www.rahana.org/archives/39468

6- http://www.rahana.org/archives/39425

 

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نظر ها
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

نقل قول بخشی از مقاله های سایت گفتمان ایران www.goftman-iran.org و یا درج کامل مقاله پس ازاخذ اجازه کتبی از سردبیر سایت goftman@goftman-iran.org با ذکر نام سایت و دادن لینک و شماره هفته نامه بعنوان مرجع بدون مانع است. هر گونه سوء استفاده غیر مجاز مخالف موازین اخلاقی و قانونی است.